اگر چه دامنه پاسخگوئی هرکس در برابر خدایش،نخست محدوده افکار و
اعمال شخصی خویش است اما در مرحله دوم نسبت به اجتماع اعم از
خانواده و خویشان و همسایگان و همکیشان و همشهریان و هموطنان و
حتی کل جامعه انسانی به فراخور اطلاع وتوانائی و تاثیر ، وظیفه
پاسخگوئی جاری است.انسان در برابر خانواده و خویشانش،راعی در برابر
رعیتش ،عالمان در برابر نا آگاهان ،حاکمان در برابر توده مردمان بایدپاسخگو
باشند.وظیفه هدایت انسان ها به معروف ها و بازداشتنشان از منکر ها را
فقط خوف از عدم تاثیر ،حد می زند...مگر اینگونه نیست که در متون روائی
خویش خوانده ایم:شنیدن ندای امدادخواهی هر مسلمان و عدم اجابت او
خروج از اسلام رابه دنبال دارد"من سمع رجلا ینادی یاللمسلمین فلم یجبه
فلیس بمسلم"!
سکوت عالمان در برابر انحرافات فکری و عقیدتی که دامنگیر مردم می
شود نابخشودنی است .این پیمانی است که خداوند از عالمان ستانده
است.هنگام ظهور بدعت ها و انحرافات ،عالمان را وظیفه این است که
دانشخویش را آشکار کنند فللعالم ان یظهر علمه...و اگر این عالم بر پیمان
خویش پابرجا و به وظیفه خود عامل باشد وتنها یک انسان را هدایت کند
ارزش کار او از هرچه که خورشید بر آن می تابد فراتر رفته است که این
فرموده پیامبر رحمت به امیر مومنان -که درودخدا بر آنان باد- بر تارک تاریخ
هماره می درخشد:لئن یهدی الله بک رجلا خیر لک مماطلعت علیه
الشمس...
همه سخن در این است که ما پس از نگاهداشت خود بر ایمان نسبت به
ایمان دیگران نیز وظیفه مندیم .
بایدمراقب خویشان و همکیشان و هموطنان و دیگر مردمان و انسانها
باشیم تا از جاده ایمان منحرف نشوند و برای این وظیفه و مراقبت موظفیم
در افزایش دانش دینی خود بکوشیم و نجات غریق بیاموزیم تا درنجات
انسان ها در این دوران -که ابرهای ضلالت و تیر های غوایت از هر سوی
جامعه انسانی را نشانه رفته است -توانا باشیم و رعایای مولامان حضرت
صاحب علیه السلام را از طعمه گرگان شدن برهانیم ان شاءالله.




